درست بنويسيم و درست تلفظ كنيم

متاسفانه امروزه در بسياري از مقالات ،گزارشات و كتب ترجمه شده به دليل عدم تبحر مترجم در يافتن واژه ها ويا به دليل عدم آشنايي با آوا نگاري بسياري از كلمات راتغيير داده و بصورتي ديگر در ترجمه ها جاي داده و اين اشتباه فاحش در كيله كتابهاي مرجع نيز رسوخ كرده و واژه هاي جدديدي كه هيچ اصالتي را ندارند وارد زبان فارسي گرديده است بر اين اساس وظيفه خود دانستم كه كلماتي كه بيشترين كاربرد را در علم باستانشناسي دارند و به دليل عدم آگاهي در دهه هاي قبل وارد علم باستانشناسي گرديده و  اين واژه ها نام مناطقي در حوزه استان ايلام مي باشند را جهت استحضار اساتيد محترم و همكاران گرامي يادآوري كنم. بااين اميد كه ديگر دوستاني كه اطلاعي از برخي واژه هاي اشتباه ترجمه شده را دارند، ما را ياري فرمايند.      

 ميمه:

 نام رودخانه اي است در استان ايلام كه ازبخش جنوبي ارتفاعات كبيركوه سرچشمه مي گيرد درسراب اين رودخانه شهركوچك ميمه واقع شده كه به به مناسبت نام روخانه ميمه نامگذاري گرديده و آباد و داراي باغات بسيار است . رودخانه ميمه از تنگه اي بسيار زيبا گذشته كه پس از عبور از بخش زرين آباد وارد دشت دهلران ميگردد وپس از آن به خاك عراق ختم مي شود . در طول مسير اين رودخانه استقرارهاي بيشماري از ادوار مختلف در فواصل دور و نزديك آن به وجود آمده كه تعداد استقرارهاي حاشيه رودخانه در دشت دهلران بسيار است.كه در اين ميان يك دوره پيش از تاريخ با نام ميمه خوانده ميشود.

 در متون ، كتب ،گزارشات ومقالات اكثريت باستانشناسان خارجي و داخلي از اين دوره تاريخي بانام مهمه ياد شده است. دليل معروف شدن اين وا‍‍‍‍‍‍‍ژه آنست كه هيئت هاي خارجي نام رودخانه را بر اساس اطلاعات محلي به شكل ممه(با كسر حرف اول و فتح حرف دوم و سكون ه)   ثبت نموده و آوا نگاري كرده  اند .كه اين مورد نيز كاملا صيحح بوده منتهي در زمان ترجمه كتب مقالات و گزارشات هيئت هاي خارجي به دليل عدم آشنايي مترجم با كلمات مذكورو عدم زحمت دادن به خود در مورد اين اين كلمه  متاسفانه كلمه ميمه را به صورت مهمه آورده و مدام در ترجمه هاي بعدي نيز تكرار گرديده است به صورتي كه امروزه اكثر باستانشناسان نيز اين كلمه را با نام مهمه و در دوره هاي مقايسه اي با نام دوره مهمه در كتب ،گزارشات و مقالات خود آورده اند. با اين حساب كلمه مهمه هيچ جايي در منطقه نداشته و كلمه ميمه صحيح مي باشد.

 فرخ آباد  :

نام روستايي در حاشيه شرقي رودخانه ميمه در جنوب شهر دهلران بوده كه در زمان جنگ تخليه و خالي از سكنه گرديد.در اين نقطه تپه مشهور و معروف فرخ آباد قرار گرفته كه دقيقا در سر ترانشه مسيل رودخانه ميمه واقع شده است اين تپه در قبل از انقلاب توسط هيئت هاي مختلف خارجي مورد شناسايي و بررسي قرار گرفت و توسط سر هنري رايت مورد كاوش باستانشناسي قرار گرفت.در بسياري از كتب، گزارشات و مقالات باستانشناسان  اين واژه را به صورت فروخ آباد يا فرخ آباد با ( فتح ف- ضم ر - و سكون خ) آمده است كه در زبان محلي اين واژه به صورت فرخ آباد( با فتح ف و سكون ر و خ ) تلفظ گرديده وصحيحمي باشد.

برد بل:

برد( با فتح ب و سكون دو حرف ر و د) در زبان كردي ، لري و لكي ايلامي به معني سنگ و بل (با فتح ب و سكون ل) به معني راست و ايستاده بوده كه برد بل به معني سنگ ايستاده مي باشد.

برد بل صخره اي افتاده در منطقه چنار باشي درحاشيه رودخانه اي با همين نام است كه اين صخرهبه شكل عقابي كه بال هاي خود را نيمه باز كرده به نظر ميآيد. تعداد دو صخره ديگر به همين شكل در بالاي ارتفاعات ديده مي شود كه نتيجه تحولات زمين شناسي و تغيرات فيزيكي و فرسايشي صخره ها در طول زمان بوده است. در ادبيات شفاهي مردم منطقه رواياتي در اين خصوص نقل مي شود كه به دليل خارج شدن از موضوع به آن نپرداخته ايم. 

در اراضي كناره رودخانه و برد بل در روستاي چنار باشي استقراري تاريخي مربوط به عصر آهن3  وجود داردكه در نزديكي اين استقرار ، قبرستان مشهور و معروف برد بل كه توسط باستانشناس فقيدبلژيكي لويي واندنبرگ در قبل از انقلاب مورد كاوش قرار گرفت موجود ميباشد.

نام اين قبرستان نيز برگرفته از برد بل به شكل عقاب، واقع در حاشيه قبرستان و رودخانه بوده كه در زمان ترجمه گزارشات واندنبرگ، مترجم به دليل بي توجهي و عدم آگاهي به آوا نگاري وازه بل(BAL ) را به صورت بال ترجمه نموده است و قبرستان برد بل را به صورت برد بال آورده و متاسفانه كليه باستانشناسان كشور اين واژه ها را همچنان در نوشته هاي خود عينا" آورده و كسي تاكنون زحمت ريشه يابي اين كلمات را به خود نداده است. متاسفانه تعداد اين واژه ها در كتب و گزارشات بسيار است .

ذكر اين تذكر ضروري استكه در اين نوشتار آوا نگاري واژه ها و اسامي ذكر شده بدين دليل صورت نگرفت تا مجددا همكاران و دوستان به دليل عدم تسلط به كلمات محلي مجددا اين اسامي را به اشتباه تكرار ننمايند.

 

 *** بيان پيراني -  كارشناس باستانشناسي